بابا با خدا بساز، کار را درست می کند...
اشکال در این است که خودمان را اصلاح نمی کردیم و نکردیم و نخواهیم کرد. حاضر نیستم خودمان را اصلاح بکنیم. اگر ما خودمان را اصلاح می کردیم به این بلاها مبتلا نمی شدیم.
ما می خواهیم هر چه دلمان می خواهد بکنیم اما دیگران، نه، حق ندارند به ما اشاعه ای بکنند. ما به خودمان، به نزدیکانمان، به دوستانمان هر چه بکنیم، بکنیم اما دیگران، دشمنان، نه، حق ندارند به ما بکنند.
بابا ما اگر خودمان را درست بکنیم، خدا کافی است، خدا هادی است. ما خودمان را درست نمی خواهیم بکنیم اما از کسی هم نمی خواهیم آزار ببینیم. بابا اصلاح می شود...
ما می خواهیم اگر دلمان خواست دروغ بگوییم، اما کسی به ما حق ندارد دروغ بگوید
ما ایذاء بکنیم دوستان خودمان را خوبان را اما نه، بد ها حق ندارند به ما ایذاء بکنند.
بابا با خدا بساز، کار را درست می کند. چرا در خلوت و جلوت دلت هر چه می خواهد می کنی؟



روزگارم بد نیست