بابا با خدا بساز، کار را درست می کند...

اشکال در این است که خودمان را اصلاح نمی کردیم و نکردیم و نخواهیم کرد. حاضر نیستم خودمان را اصلاح بکنیم. اگر ما خودمان را اصلاح می کردیم به این بلاها مبتلا نمی شدیم.

ما می خواهیم هر چه دلمان می خواهد بکنیم اما دیگران، نه، حق ندارند به ما اشاعه ای بکنند. ما به خودمان، به نزدیکانمان، به دوستانمان هر چه بکنیم، بکنیم اما دیگران، دشمنان، نه، حق ندارند به ما بکنند.

بابا ما اگر خودمان را درست بکنیم، خدا کافی است، خدا هادی است. ما خودمان را درست نمی خواهیم بکنیم اما از کسی هم نمی خواهیم آزار ببینیم. بابا اصلاح می شود...

ما می خواهیم اگر دلمان خواست دروغ بگوییم، اما کسی به ما حق ندارد دروغ بگوید

ما ایذاء بکنیم دوستان خودمان را خوبان را اما نه، بد ها حق ندارند به ما ایذاء بکنند.

بابا با خدا بساز، کار را درست می کند. چرا در خلوت و جلوت دلت هر چه می خواهد می کنی؟

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست...

معرفت را به دل شکسته می دهند...


دلت که شکست، وقتی در و دیوار دلت از هم جدا شد، وقتی تکه پاره شد، دیگر در جایش جا نمی شود،

دلت که شکست انگار دیگر سینه ات جای کافی ندارد که دلت را در خودش نگه دارد

دلت به سینه ات فشار می آورد، می خواهد کنده شود و بیفتد بیرون

ولی نگذار بیفتد، اگر افتاد و پخش زمین شد دیگر نمی شود جمعش کرد!

این جور موقع ها دیگر کاری از دست هیچ کس بر نمی آید، برای همین دست به تکه های دلت نزن که بدتر می شود به جایش سعی کن سینه ات رو بزرگتر کنی که دل از هم جدایت در سینه ات  احساس تنگی نکند

دلت دیگر مثل روز اول نمی شود، ولی تو روی دلت مرهم بگذار و دل شکسته ات را فقط به خدا نشان بده و دلواپس تکه های دلت نباش که چطور دوباره کنار هم جمع بشوند

خدا دلهای شکسته را خوب می خرد و عوضش یک دل بزرگتر به تو می دهد

این جوری یک دل بزرگتر داری توی یک سینه ی بزرگتر که دیگر به راحتی قبل نمی شکند

و بدان آنکه دل بزرگتری داشت دلشکسته تر بود...

تغییر

نفس هاي آخر را مي کشيد و مي خواست من به عنوان بهترين شاگرد در اين دم پاياني در کنارش باشم. مي خواست چيزي بگويد، آن هم با عجله، خواستم آرامش کنم اما اصرار داشت چيزي بگويد، حتما موضوع مهمي در کار بود که در لحظات پاياني عمر اين همه به گفتن آن اصرار داشت، گوشم را به دهانش نزديک کردم.

گفت: کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم، اما بعد فهميدم از عهده من ساخته نيست، بزرگ تر که شدم تصميم گرفتم کشور را بسازم اما نشد، در ميانسالي به دنبال آن بودم که شهرم را تغيير بدهم و بالاخره در سالخوردگي به تغيير دادن خانواده رضايت دادم اما در آن هم موفق نبودم...

نفس هايش به شمارش افتاده بود که گفت: حالا در آستانه مرگ مي فهمم اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را تغيير بدهم.

مبارزه

شهادت را نه در جنگ، در مبارزه می دهند...!!!

 ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم، غافل كه شهادت را جز به اهل درد نمی دهند...

 

زوج خاص، خانواده خاص!

دختر را مستقیم از فرودگاه لندن آورده اند برای انجام مقدمات عقد.نمی تواند فارسی صحبت کند، البته به دلیل ایرانی بودن، فارسی متوجه می شود.چادر مشکی  سر کرده و با حیای خاصی کنار شوهر آینده اش می نشیند.

از مهریه سوال می کنم.پدر دختر می گوید:قرآن، آینه، شمعدان و چهارده سکه

متوجه شدم اصلیت مادرش انگلیسی و شیعه است و همسر اول مادر شهید شده است.

پدر دختر در حال  فیلمبرداری با موبایلش بلند می گوید:من قول میدهم از همه جهات شما دونفر را حمایت کنم!

زیرنویس:مهم نیست چه کسی باشی و کجای دنیا زندگی کنی.بی هویت که باشی شناسنامه ات جنس لباس و قیمت ماشین و میزان مهریه ات است.اما خودت برای خودت که بیارزی، از دل کفرستان می آیی ایران، چادر به سر می کنی و با افتخار می گویی: مهریه ام 14 تا.

از: دست نوشته های یک عاقد

۱۲ نكته اخلاقي از رجبعلي خياط كه بايد خواند

نكته۱- اگر ما به قدر ترسيدن از يك عقرب، از عِقاب خدا بترسيم، عالَم اصلاح مي شود. 

نكته۲- تو براي خدا باش، خدا و همه ملائكه اش براي تو خواهند بود. «مَن كانَ لله، كان الله لَه» 
 
نكته۳- سعي كنيد صفات خدايي در شما زنده شود؛ خداوند كريم است، شما هم كريم باشيد. رحيم است، رحيم باشيد. ستاّر است، ستار باشيد... 
 
نكته۴- دل جاي خداست، صاحب اين خانه خداست. آن را اجاره ندهيد. 
 
نكته۵- كار را فقط براي رضاي خدا انجام دهيد، نه براي ثواب يا ترس از جهنّم. 
 
نكته۶- اگر انسان علاقه اي به غير خدا نداشته باشد، نفس و شيطان زورشان به او نمي رسد. 
 
نكته۷- اگر كسي براي خدا كار كند، چشم دلش باز مي شود. 
 
نكته۸ - اگر مواظب دلتان باشيد و غير خدا را در آن راه ندهيد، آنچه را ديگران نمي بينند شما مي بينيد. و آنچه ديگران نمي شنوند، شما مي شنويد. 
 
نكته۹- هركاري مي كنيد نگوييد: "من كردم"، بگوييد: «لطف خداست». همه را از خدا بدانيد. 
 
نكته۱۰- نفس امّاره را مهار كنيد و با آن مخالفت كنيد. 
 
نكته۱۱- به سادات احترام بگذاريد، و آنان را در هر مرتبه و منزلتي هستند گرامي بداريد. 
 
نكته۱۲- انسان هرقدر به دستورات پروردگار عمل كند، به همان اندازه به خدا نزديك مي شود.